ذبيح الله صفا

1105

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

گيريم بهر ديار تعليم * آداب رضا و شرطِ تسليم در معرض جذب هر كمندى * ثابت قدمى كنيم چندى باشد كه بكثرت رياضت * گرديم معَدِّ استفاضت در گوشهء خانقاه تقدير * درهم شكنيم بند تدبير با حضرت قُدس راز گوييم * حَمدش ز سَرِ نياز گوييم باشد كه بنور قُدسِ اعظم * وز همّت هفت قطب عالم كز خلق زمانه گوشه‌گيرند * بر مُلكِ مجرّدى اميرند دايم متحكّمند و سلطان * بر هفت سپهر و چار اركان گرديم بهمّت سرافراز * مقبول جناب پير خود باز چون هردو بدين قرار دادند * هريك برهى دگر فتادند . . . 66 - روح عطّار « 1 » روح اللّه يا روح الدّين « 2 » عطار از شاعران فارسى در قرن هشتم هجرى است كه

--> ( 1 ) - دربارهء احوال او رجوع شود به ديوان شاعر كه نسخه‌يى از آن در جزء مجموعه‌يى از ديوانهاى شعرا ( جلال عضد ، روحى ، خواجو ) بشمارهء 1182 در كتابخانهء مجلس شوراى ملى موجود است ؛ و نيز بتحقيقى كه آقاى ابن يوسف شيرازى دربارهء اين شاعر و ديوانش كرده است ( فهرست نسخ خطى كتابخانهء مجلس ج 3 ص 653 - 656 ) . و همچنين مراجعه كنيد به تاريخ نظم و نثر در ايران از مرحوم سعيد نفيسى ج 1 ص 203 . ( 2 ) - علت اين ترديد در ذكر نام شاعر آنست كه او از نام خود فقط بذكر كلمهء « روح » اكتفا كرده و قاعدة بايد اين كلمه هنگام تسميه بيكى از دو صورت مذكور در متن به كار رفته باشد .